تبليغاتX
)(.....عشق.....)(



 

عشق یعنی راه رفتن زیر باران

                               عشق یعنی من می روم تو بمان

عشق یعنی آن روز وصال

                             عشق یعنی بوسه ها در طوله سال

عشق یعنی پای معشوق سوختن

                             عشق یعنی چشم را به در دوختن

 عشق یعنی جان می دهم در راه تو

                            عشق یعنی دستانه من دستانه تو

عشق یعنی عزيزم دوستت دارم تورو

                            عشق یعنی می برم تا اوج تورو

عشق یعنی حرف من در نیمه شب

                            عشق یعنی اسم تو واسم میاره تب

عشق یعنی انقباظو انبصاط

                            عشق یعنی درده من درده کتاب

عشق یعنی زندگیم وصله به توست

                           عشق یعنی قلب من در دست توست

عشق یعنی عشقه من زیبای من

                           عشق یعنی عزیزم دوستت دارم

+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/15ساعت 10:13  توسط زهرا 



ای دوست

ما دل به غم تو بسته داریم ای دوست

                                 دردتو به جان خسته داریم ای دوست

گفتی که به دل شکسته گان نزدیکی

                                    مانیز دل شکسته داریم ای دوست

بدو بیا

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/12ساعت 21:51  توسط محمد lover  | 



در باغ ولایت گل خوشبوست رضا

سروچمن گلشن مینوست رضا

نومید مشو ز درگه احسانش

زیرا به جهان ضامن آهوست رضا

امام رضا

از دوستانم معزرت می خوام که دیر این پست زیبا رو گزاشتم

چون برگشته بودم تهران

امشب شب خیلی خیلی عزیزیه ۸/۸/۸۸ 

تولد با سعادت امام ۸ ما هم هست

خیلی دوست داشتم که امروز فقط ۱ ساعت اونجا باشم ولی امام رضا منو دوست نداشت و نتلبید

خوشا به حال کسانی که در این روز عزیز اونجا هستن

از اینجا میگم زیارت قبول

یا رضا

+ نوشته شده در  جمعه 1388/08/08ساعت 23:15  توسط محمد lover  | 



زندگی من ،تو ،ماو....

خوشبختي ما در سه جمله است:

 تجربه از ديروز

                     استفاده از امروز

                                                اميد به فردا...

ولي ما با سه جمله ديگر زندگي مان را تباه مي کنيم:

 حسرت ديروز 

                      اتلاف امروز

                                        ترس از فردا

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/05ساعت 15:35  توسط محمد lover  | 



طوفان دل

بي تو طوفان زده دشت جنونم

صيدافتاده به خونم

تو چه‌سان مي‌گذري غافل از اندوه درونم؟

بي من از کوچه گذر کردي و رفتي

 بي من از شهر سفر کردي و رفتي

 قطره‌اي اشک درخشيد به چشمان سياهم

تا خم کوچه به دنبال تو لغزيد نگاهم تو نديدي...

نگهت هيچ نيفتاد به راهي که گذشتي

چون در خانه ببستم، دگر از پا نشستم

 گوئيا زلزله آمد، گوئيا خانه فروريخت سر من

 بي تو من در همه شهر غريبم

 بي تو، کس نشنود ازاين دل بشکسته صدائي

 بر نخيزد دگر از مرغک پر بسته نوائي

 تو همه بود و نبودي تو همه شعر و سرودي

 چه گريزي ز بر من که ز کوي ‌ات نگري

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/08/05ساعت 15:16  توسط محمد lover  | 



رسم

 

زندگی را بیاموز نه با ستیز

زندگی را بیاموز نه با کینه

زندگی را بیاموز نه با حسرت

زندگی را بیاموز نه با دروغ

زندگی را بیاموز نه با ترهم

زندگی را بیاموز نه با خشم

و...

و زندگی را بیاموز با عشق

عاشق باش و عاشقانه زندگی کن 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/07/25ساعت 23:17  توسط محمد lover  | 



 
+ نوشته شده در  جمعه 1388/07/24ساعت 19:14  توسط محمد lover  | 



 

برای خواهرم

آری باور ندارم،هنوز نفس می‌کشم!غروب یک روز پاییزی ایست ولی‌ باران نمی‌ بارد. این آخرین باریست که برایت مینویسم.آخر وجودم تهی از شأعریست.و اینها واپسین تمنای قلبیست شکسته .قلبی که عاشق شد و بی‌ عشق از تپش ایستاد.خدایا کاش هیچوقت چشمانش را نمی‌دیدم...!و آن وقت دیگر حسرتی نبود،قبل از شکستنم،بی‌ هیچ ترحمی مرگ را می‌ سرودم.پاییز من،این پاییز دیگر به من مجالی نمیدهد،خدایا کمکم کن،نمیدا نم چگونه از تو جدا شوم. به اشک هایت قسم طاقت غمگین بودنت را ندارم.آری.بی‌ خداحافظی میروم. میروم که آرام بمیرم.این نوشته هارا به دست باد می‌سپارم.و تو هیچوقت اینها را نخواهی خواند .دیگر حرفی‌ ندارم.خوب من تو را به روزهای بهاری می‌سپارم.بگذار قطره‌ای سرشک در اولین روز وداع خاطراتم را بشوید.خداحافظ...!!!

بگذار تا بگریم چونابردر بهاران                       کز سنگ ناله خیزد روز وداع یاران

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/22ساعت 19:4  توسط محمد lover  | 



امروز روز شهادت مغز متفکر جهان شیعه امام جعفر صادق است و من این روز را به تمامی شیعیان تسلیت عرض می کنم

 امام جعفر صادق

امروز منو یاد خاطراتی می ندازه که داشتم خاطرات خوب و بد. ولی فکر کنم این روز یکی از روز های به یاد ماندنی برای من باشه و باقی بمونه

یاد خواهر میفتم که برای اولین مراسم امام جعفر صادق چه قدر زحمت کشید

خود من چند روز روی کلیپی که می خواست تو ی مراسم پخش بشه زحمت کشیدم

آخ چه روزهای قشنگی بود دوباره هوای همون روزا رو کرده دلم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/22ساعت 12:19  توسط محمد lover  | 



برای تنها مهربان

آخ که چه سخته واقعا دوری از عزیزان خیلی سخته

برای دل سنگم جرمی بریدم و او را خود محاکمه میکنم

جرم دل دلتنگی بود و حکم آن مرگ

سخت بود ولی کردم حال هم این من نیستم که از خود و از دل خود مینویسم این فقط دستان من هستند که می نویسن دیگر دل نمی نویسند و عقل آن ها را تغییر نمی دهد

فقط و فقط بهانه است و بهانه. آری بهانه ی تنهایی که بسان مرض ای جان را میگیرد و تکه تکه اش میکند

تنهایی تمام غصه های من را تازه و تازه تر میکند و زخم دل را بزرگ تر خواهد کرد

من به عشق خیش رسیدم دوست داشتن را یافتم اما تابان سختی را نیز داده ام اما آیا ارزش داشت؟؟؟؟

آیا من تا ابد عاشق خواهم ماند؟؟؟؟؟

آیا دل توان مقابله با مشکلات نوین را خواهد داشت؟؟؟؟؟

و هزار آیا و چرا و نباید های دیگر .

من در این مدت که به سمت دیاری نا آشنا سفر کردم

 برای تحصیل خواهر عزیز تر از جانم را ندیدم و او از من دور شددیگر شاید نبینمش چون او خواهر تنی من نبود ولی من از همه و همه بیشتر دوستش میداشتم حتی از جان خود هم بیشتر انگار پاره ای از وجود من بود اون همه ی بود و نبود من بود امیدوارم پیروز و موفق و سلامت باشد باند که همیشه همان خواهر دوست داشتنی من خواهد بود برای همیشه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1388/07/21ساعت 18:28  توسط محمد lover  | 



سلام بر دوستان عزیز وبلاگی خودم

امیدوارم همگی خوب باشید من بعد از مدت ها بر گشتم

راستش الان تو شمالم برای تحصیل و دانشگاه و از این جور حرفا

امروز هم که پستی رو میزارم برای یه عزیزی این پست رو میزارم که امروز تولدشه

و از همینجا دورا دور بهش تبریک میگم امیدوارم سال های سال زنده باشه و سلامت

و باز از همین جا میگم دوستش دارم یه عالمه هر چی بگم بازم کمه(خالی بستم)

تولد بهنازی

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/07/15ساعت 12:16  توسط محمد lover  | 



ساکتم اما میان این سکوت

 هستی عمر خودم را باختم

چند روزی است که در این غربتم

خانه ی عشق خدا را ساختم

 

 

با که گویم که دلم در این دیار

 خاطراتی تازه را سر می دهد

هر که باشد با تمام تازگی

صبر را در خانه ام پر می دهد

 

 

می روم با هر که عشقم را شناخت

سهم با هم بودنم از عشق چیست؟

در میان قاصدان خانه ام

 جاودان تر از خدا در عشق کیست؟

 

 

زاهدی از زهد و تقوا دم زند

شرم حوا را برای عشق گفت

چون سبکبالان راه معرفت

 عشق در زیبایی قلبش شکفت

 

 

پرورش در آسمان هفتم است

اشک در عشق خدا تفسیر شد

داستان عاشقان دشت عشق

در کتاب عاشقی تحریر شد

 

 

باید از بی کس شدن درسی گرفت

با خیال عاشقی پرواز کرد

خاطرات خسته را از بین برد

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1388/07/02ساعت 6:49  توسط محمد lover  | 



برای چشمانت میگریم

مي روم خسته افسرده و زار

سوي منزگه ويرانه ي خويش

به مي برم از شهر شما

دل شوريده وديوانه ي خويش


مي برم تا كه در آن نقطه ي دور

شستشويش دهم از رنگ نگاه

شستشويش دهم از لكه ي عشق

زين همه خواهش بي جا تباه


مي برم تا ز تو دورش سازم

زتو ،اي جلوه ي اميد محال

مي برم زنده بگورش سازم

تا از اين پس نكند ياد وصال


ناله مي لرزد ،مي رقصد اشك

آه،بگذار بگريزم من

ازتو ، اي چشمه ي جوشان گناه

شايد آن به كه بپرهيزم من


بخدا غنچه ي شادي بودم

دست عشق آمد واز شاخم چيد

شعله ي آه شدم ،صد افسوس

كه لبم باز بر آن لب نرسيد


عاقبت بند سفر پايم بست

مي روم ،خنده به لب ، خونين دل

مي روم از دل من دست بدار

   اي اميد عبث بي حاصل

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 1388/06/25ساعت 23:44  توسط محمد lover  | 



سلام بر دوستان من

امشب زیاد حالم خوب نیست یعنی اصلا خوب نیست

راستش باید خوشحال باشم که تو دانشگاه قبول شدم و بالاخره دانشجو شدم اما نمیدونم چرا

حوصله ی هیچ چیز رو ندارم

من تو شمال رشته ی حساب داری قبول شدم و امیدوارم تمام دوستان عزیزی هم که کنکور دادن به موفقیت دست پیدا کرده باشن

با آرزوی موفقیت و قبولی تاعات و  عبادات شما عزیزان

+ نوشته شده در  شنبه 1388/06/21ساعت 0:26  توسط محمد lover  | 



for you 

کاش رویا هایمان روزی حقیقت می شدند

تنگنای سینه ها دشت محبت می شدند

سادگی مهر و صفا قانون انسان بودن است

کاش قانونهایمان یک دم رعایت می شدند

اشکهای همدلی از روی مکر است و فریب

،کاش روزی چشم هامان با صداقت می شدند

 گاهی از غم می شود ویران دلم

، کاشکی دلها همه مردانه قسمت میشدند


دوستان عزیز امروز علی رغم میل باطنی خودم یک سری کلمه از داخل چند نوشته ی اخیر

به در خواست عزیزی حذف گشته. از دوستانی که نوشته های وبلاگ رو پی گیری می کردنند بسیار ممنون

امیدوارم با یاری دوستان این وبلاگ به یک سایت تبدیل گردد که این امر نیز دور نیست 

 

+ نوشته شده در  شنبه 1388/06/07ساعت 11:16  توسط محمد lover  | 







Powered by WebGozar