برچسبها: گاهی باید عاشق بود

بنویسید به دیوار سکوت
عشق سرمایه هر انسان است
بنشانید به لب حرف قشنگ،حرف بد وسوسه ی شیطان است
و بدانید که فردا دیر است!
و اگر غصه بیاید امروز
تا همیشه دلتان در گیر است
پس بسازید رهی را اکنون
تا ابد سوی صداقت برود
و بکارید به هر خانه گلی
که فقط بوی محبت بدهد...
اما...امان از نفـــــــرت!نفرتی که تمام عشق ها و زیبایی ها را از دل آدمی پاک می کند و کسی که هیچ چیز در کنارش معنی نداشت تبدیل به بت شکسته ای می شود که فقط نبودنش و ندیدنش آدمی را از دام نفرت نجات میدهد..
عاشق شدن در دنیای مادی پول پرستی ها معنا و مفهومی ندارد!عاشق می مانند برای زیبایی ،برای پول و یا منافع شخصی خودشان...اما پایبندی و وفـــــــــــاجایی در معنای عشق مادی ندارند!
صداقــــت ریشه بدبختی ها،کنایه ها و حرمت شکنی هاست...عشق جایگزین نمی شود اما نفرت جایش را خوب پر میکند. عشق گاهی زمان زیادی نیاز دارد تا در قلبت به تپش در بیاید اما نفرت با یک حس سرد،با یک نگاه سرد،یک کلام گزاف و شکسته شدن دلی که برای بودنش در تپش بود در کمتر از ثانیه ای تمام زیبایی عشق را به آتش می کشد..
زمان از دست رفته این میان چه میشود؟جوانی و اشکـــهایی که به پای عشقی ریختیم که ارزش بودن و دوست داشتن هم نداشت!ارزش این همه محبت!ارزش صداقت،ارزش این همه نگاه پر مهر و اشک!
گلــــــــــــــه دارم از احساسی که عشقی را با شکستن عهدها بوجود آورد و عقل و منطق را از بین برد عشق بهای سنگینی دارد که هر کس لیاقت آن را ندارد..


نگو دوستدار منی ای یار
دردل ندارم باوری
نگو عشق شیرین است جانا
شیرینیش تلخیست بر کام ما
نگو عاشقی تا ابد
عشق را کشتند روزی
در دلم اجسادشان پیداست
امیدوارم حال شما خیلی خیلی خوب باشه و سالی سرشار از موفقیت داشته باشید
و سال نو رو با تاخیر بسیار به همه ی شما تبریک میکم شرمنده ام که مدت ها این وبلاگ رو آپ نکردم
تو عید هم اصلا وقت نکردم که این کارو بکنم چون همش توی ماموریت بودم همین امروز از ماموریت برگشتم
در کل سال نو بر شما ایرانی های عزیزم تبریک میگم
دل شکستن و بعد عذر خواهی!
تا به هم می رسیم همدیگر را می رنجانیم
تا به هم می رسیم از هم دور می شویم!
قلبهایمان فاصله میگیرد......از هم!
و دل شکستن ساده ترین کاریست که در دیدارهایمان اتفاق می افتد
کاش میشد به کسی اعتماد کرد
نه نمی شود....!
به هر که اعتماد میکنی آخر این دل توست که له می شود
این تو هستی که رنج میکشی !
و من امروز و هر روز رنج میکشم
.....آه
پس کی دیدارهایمان ، دلدادگی میشود
"دوست داریم" فاصله بگیریم از هم!........روشن است
تا می بینیم همدیگر را
از جدایی حرف می زنیم
از رفتن و جا گذاشتن دیگری
و اسم آن را می گذاریم.........عشق و گاهی دوستی!
من خوب نیستم ...
دلم دیگر
جای آدمهای نبخشیده را ندارد!
+ حرف میزنیم ،تا در دلمان نماند ، اما همین که به زبان آمد .....می دانیم خطا بوده!
این خطای ماست که "همه" را نمی بینیم
+ گاهی همین بخشیدن می شود آرامش ... من امروز تو را بخشیدم







